گزارش روزانه  

اولیای گرامی کاربرگ علوم کار شد.(فصول)ریاضی آمادگی برای جمع تدریس شد و تمرینات حل شد.دانش آموزان جملات انشا ی خود را خواندن.کتاب کانگورو قسمت ۲۰۱۱ کار شد.به دانش آموزانی که میانگین هر ماه دفتر ارتباط بین خانه و مدرسه آنها بین ۶۰ تا ۷۰ شده بود يک بورس ۵۰ امتیازی اهدا شد.فارسی نوشتاری حل شد.

ادامه مطلب  

کمربند شکارچی  

اتوبوس چیز عجیبی ست. چیزی به وسعت زندگی. عبور و گذر دارد، ایست دارد، کندی و سرعت دارد. آدم‌های زیادی از هر دست و هر شکل و شمایلی میبینی که فقط در همین مسیر با تو هم‌سفرند. باهاشان حرف می‌زنی گاها، برخی کوتاه و برخی بلند. هرکسی کاری می‌کند در اتوبوس. يکی می‌خوابد، آن يکی بیرون را نگاه می‌کند، يکی با گوشی‌اش ور می‌رود. هرکسی جایی پیاده می‌شود. يکی زودتر و يکی دیرتر. بعضی‌ها چمدان بزرگ دارند و برخی ساک کوچک. يکی می‌گوید گرم است. آن يکی سردش اس

ادامه مطلب  

دریچه  

روزهای نافرجام،گله از من بی قرار نکنید که بلند تر از شما ستاره های شبانم فریاد می زنند.امیدوارانه چشم هایم سر میخورند زیر پلک های خوشبختی که نا ، معنا ندارد. حال چشم هایم را باور کنم یا شب های پرستاره شهر تورا؟فاتحانه دست هایت را حس می کنم و تو باور ميکنی انکار سرمای پشت دريچه تکامل را. دريچه ی نیمه باز، تمام دردم را به عمق چشمانت جاری می کند و افسوس که تو نزديک تر هارا بیشتر می پسندی.

ادامه مطلب  

حالِ خوب:))  

خیلى چیزا دست به دست هم دادن تا امروز حالم خوبتر از خوب باشه و بابت تك تكشون از خدا ممنونم كه فرصت داشتنشون رو بهم داد و البته فرصت ديدن رو!اول از همه مشترى آخروقتى دیروز( اولین مشترى غریبه و دومین مشترى درواقع) كه بهم هدف داد براى بیدارشدن
بعد تمرین و تنبلى كه دقیقه نود نویسم همچنان! اما تمرینم اونقدر خوب از آب دراومد كه آقاى ز سخت گیرِ امروز گفت "آفرین" و از بچه ها خواست برام دست بزنن!! میفهمید؟ بهم گفت آفرین! اونم بخاطر دفاع از خیانت!!
بعد پادك

ادامه مطلب  

امروووووز  

امروز چون ادبیات داشتیم ومن از انشااااااااااا بههههه شددددت متنفررررررررم.............اصلانمیدونم چرااااولی دوس ندارم انشاروووو....
حتی تاریخوبیشتراز انشا دوس دارم.......
اصلافقط درسای تخصصیوعشق است........
.........
....
اینقدر به خواب احتیاج داشتم مخصووووصا خواب بعدازظهر که خداروشکر قسمت شد و من امروز بعدازظهر خواااابیدم ...مرسی خداجووون
 
اخه روزای دیگه درسا نمیزارن من یه ذره بعدازظهرها بخوابم......
.......
دیگه چی!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟اهااااا......
خیییییلی دلم واسه

ادامه مطلب  

یادداشت صد و سوم  

این یادداشت ناشناخته شناخته
شایع شده قم زلزله میاد امشب الان نمیدونم چقدر از زندگیم مونده یهو تو رتبه دوم شاید دیگه روحم شاد(البته واقعیت من این افکار نیست امید به زندگیم بالای ن و د).
امروز انشا داشتیم اما وقتی کلاس دست دبیر ادبیات باشه به انشا ستم میشه. یه نصفه انشا نوشته بودم درباره آب و کربلا رو میز بود حسین -که انشا با جمله‌هایی شبیه رپ می‌نویسه- به معلم گفت من بخونم اما معلم ادبیات درس داد.
امروز م با دقیقا ۲۵دقیقه تاخیر رسیدم رفتم گروه

ادامه مطلب  

امشب، شبِ خوبى ه، خيلى خوب!  

میدونى، خیلی یك طورىِ كه دو روز نخوابیده باشى..یك طورِ كه تا دراز میكشه چشمت شروع میكنه به تار شدن و اون ستاره هاىِ محوِ نورانى جلوى چشم ت پدیدار میشن..اثرات نخوابیدن هاى طولانى رو دوست دارم، باعث میشه حالتى كه توى خوابهام دارم رو حینِ بیدارى احساس كنم، همون حالتِ گنگ ى كه انگار هزار تا پرده از گوشت آویخته شده و تو فقط قادر به ديدن ى..

ادامه مطلب  

 

به نام خدا
 
معلمی مثل خواب می ماند. خواب های کوتاه شیرین عصرگاهی که گاهی آنقدر عمیق می شود که همه خستگی روز را تنت می تکاند. 
از وسط زندگی آشفته و ذهن آشفته تر سمت مدرسه راه می افتم. لحظه ورود هم هنوز غصه ها و نگرانی ها هم راهم هست. چادرم را که روی جالباسی می گذارم ذهنم درگیر کلاس پیش رو شده. راه کلاس را که در پیش میگیرم، تک تک صورت های خندان وسط راهرو حواسم را پرت می کنند. در کلاس را که می بندم و بچه ها می نشینند دیگر همه تصاویر قبلی پاک شده. يک آدم

ادامه مطلب  

#849  

چقدر این روزا به حرمُ ارامشش نیاز دارم
دو ساله دارم اموزش پرورشو لعن و نفرین میكنم كه حتی دبیرستان هم نگارش داریمُ باید انشا بنویسیم:)))
اما امسال برا اولین بار دعاشون كردم:))
سر امتحان ترمِ نگارش عجیب حالم بد بود! سه تا موضوع داشت یكیش" بهترین روز زندگی" بود
شروع كردم به نوشتنُ از روزی گفتم كه حرم اقا بودم... انقدر قدیما اقا طلبیده بود كه همه جاشو از بَر بودم
با عشق توصیف میكردم و از حسُ حالم مینوشتم... فك كنم طولانی ترین انشای عمرم بود!
اخرش بغضم

ادامه مطلب  

دیده را باید شست  

جور دیگر ديدن  دیده را باید شست          دل سراسر عشق است کینه را باید شست
چه کسی می داند نحو نيکو ديدن           شاید از خواب وخیال سینه را باید شست
آنچه او می داند   آنچه من می گویم       انچه تو می خوانی همه را باید شست
هان خدا می داند رمز وراز مارا              زانچه حق می گوید غیره را باید شست
چه هویدا گفته رمز نيکو ديدن               با دلی شیدایی دیده را باید شست

ادامه مطلب  

نگاه‌‌ واقع‌بینانه و تحقیر  

گاهی انسان به يک گل نگاه می‌کند، ولی نگاه او از چند جهت خواهد بود؛ گاهی از دريچه‌ی زیبایی و جمال آن به او نگاه می‌کند؛ ولی گاهی نگاه او از دريچه‌ی اقتصاد است؛ هر چه او را از نظر می‌گذراند جز نگاه اقتصادی به او نمی‌تواند داشته باشد و زیبایی‌های این گل را فراموش می‌کند؛ این نگاه اما هر چند گاهی در نگاه واقع‌بینانه تأثیر دارد ولی انحصار بررسی این گل از این دیدگاه و حاکم شدن آن بر دیگر دیدگاه‌ها است که نه تنها واقع بینانه نیست بلکه نوعی تحق

ادامه مطلب  

یادداشت نود و نهم  

این یادداشت دارالعلافین
فقط،، امشب با معده مشغول نوشتم خون کمتری به مغزم میرسه دقتم کمه.
امروز نزديک ظهر کلاس انشا ادبیات کار می‌کردیم قبلش نصف انشا نوشتم اما درس عقب بود(وقتی معلم مشترک باشه). بعد از نماز جماعت یه سوال از حاج‌آقا درباره شک وضو پرسیدم که توضیحش از من برنمیاد. حسین هم اونجا بود دیگه هیچوقت یادش نمیره[آخه چرا].
امروز هم ۱۹۱۵ با موهای کج به راست(معمولا به چپ کج می‌کردم اما...) رفتم بیرون که با دقیقا ۲۵دقیقه تاخیر برسم. وسط راه مت

ادامه مطلب  

915 .  

بسم الله الحی
ساعت استراحتِ بین كلاسا ، استاد اخلاقمون خواهرمو ديدن " عروووووس خانوووم ! لی لی لی " :)) همینقد ثبات شخصیت دار ، هستیم ما خانوما .. در هر حد و طبقه و سواتّی ، خلاصه ش لی لی لی كن و كِل بكش :)))
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
بعد دو هفته توی آب موندن و مدام آبشونو عوض كردن ، دیگه هم خشك شده بودن گلا و هم ساقه هاشون پوسیده بود .. حالا بعدِ دو روز كه از آب درآوردمشون ، بی ننگی ! رو نیگا :| غنچه های نیمه بازش هنوز از رو نرفتن :))
 
+ زندگی بین دستای رحمت خدا ، خوش

ادامه مطلب  

حضرت آدم(ع) و شش مجسمه  

روزی حضرت آدم(ع) ناگهان دید سه مجسمه سیاه و بدقیافه در طرف چپ او قرار گرفتند، و سه مجسمه نورانى در طرف راست او. از مجسمه هاى طرف راست یكى یكى پرسید: شما كیستید؟ مجسمه اول گفت: من "عقل" هستم. دومى گفت: من "حیا" هستم. و سومى گفت: من "رحم" هستم.آدم(ع) پرسید: جاى شما در كجا است؟عقل گفت: در سر انسان ها. حیا گفت: در چشم انسان ها. و رحم گفت: در دل انسان ها.آدم به طرف چپ برگشت و از سه مجسمه سیاه و بد شکل، پرسید شما كیستید؟اولى گفت: من "تكبّر" هستم. حضرت آدم(ع) گ

ادامه مطلب  

امتحان امروز و ادامه دیروز  

چه قدر خوبه که بعد يک امتحان نسبتا سخت ، امتحانی میذارن به اسم انشا . هر چی درد و غصه داری میتونی رو متنهات بریزی و تخلیه بشی .
فعلا که روحیه خوبی دارم
دیروز موقع امتحان اتفاقات خاص دیگه ای هم افتاد که احتمالا در روند امتحانم تاثیر داشته باشه .
برگه ها رو که دادن ، با نام و یاد خدا شروع کردیم . اوایل خوب بود ولی يکدفعه :
اِ اِه ِااااااااااااااههههههههههههههههههه
صدای سرفه يک آقای مراقب ۵۰ الی ۶۰ ساله رو شنیدم و استارت سرفه ها هم شروع شد . يکی او

ادامه مطلب  

امتحان امروز و ادامه دیروز  

چه قدر خوبه که بعد يک امتحان نسبتا سخت ، امتحانی میذارن به اسم انشا . هر چی درد و غصه داری میتونی رو متنهات بریزی و تخلیه بشی .
فعلا که روحیه خوبی دارم
دیروز موقع امتحان اتفاقات خاص دیگه ای هم افتاد که احتمالا در روند امتحانم تاثیر داشته باشه .
برگه ها رو که دادن ، با نام و یاد خدا شروع کردیم . اوایل خوب بود ولی يکدفعه :
اِ اِه ِااااااااااااااههههههههههههههههههه
صدای سرفه يک آقای مراقب ۵۰ الی ۶۰ ساله رو شنیدم و استارت سرفه ها هم شروع شد . يکی او

ادامه مطلب  

تو را دوست دارم  

تو را دوست دارمکه خاطرت عزیز است برای دلم
تو را دوست دارم                                                                              که با تو رنگین کمان است سیاه و سفید درونم                                     تو را
که عشق و محبتت ریشه دوانده در تمام وجودم 
ای که دوستت دارمعشق را محبت رادوستی رالبخند را به خاطر تو دوست دارمدوستت دارم را هم به خاطر تو دوست دارم
......................................................................
 
محرمی نزديک بود تو بر من حرام شوی
و محروم شوم از ديدن روی ما

ادامه مطلب  

موضوع انشا: زمستان  

يکی از دسته بندیهای رایج برای آدمها، و حتی انسانها، گرمایی بودن و سرمایی بودن است. اما سوای اینها و هر چه، من جزو آن دسته آدمها، و حتی انسانها، ای هستم که عاشق زمستان اند. یعنی من به طور شدیدالعاشقی، وصفِ زمستانم.
زمستان همیشه رنگ و بوی خود را داشت. خصوصن آن موقع که بچه تر بودم. آن موقع ها شما یادتان نمی آید، خودم هم یادم نمی آید راستیتش. ولی ملت همیشه دوست دارند بگویند همه چی قدیمی اش بهتر بوده و اینها. حتمن زمستان هم قدیمی اش بهتر بوده.تنها خاط

ادامه مطلب  

موضوع انشا: زمستان  

يکی از دسته بندیهای رایج برای آدمها، و حتی انسانها، گرمایی بودن و سرمایی بودن است. اما سوای اینها و هر چه، من جزو آن دسته آدمها، و حتی انسانها، ای هستم که عاشق زمستان اند. یعنی من به طور شدیدالعاشقی، وصفِ زمستانم.
زمستان همیشه رنگ و بوی خود را داشت. خصوصن آن موقع که بچه تر بودم. آن موقع ها شما یادتان نمی آید، خودم هم یادم نمی آید راستیتش. ولی ملت همیشه دوست دارند بگویند همه چی قدیمی اش بهتر بوده و اینها. حتمن زمستان هم قدیمی اش بهتر بوده.تنها خاط

ادامه مطلب  

نمونه كار نقاشي ساختمان  

نمونه كار نقاشی ساختمان
 
سلام به بازدید كننده محترم
از این كه وبلاگ نقاشی ساختمان نمونه را انتخاب كردید متشكریم
وقتی شخصی قصد رنگ كردن خانه یا پروژه ای را دارد
اول از همه به این فكر است كه
پیمانكاری كه انتخاب میكند شخصی با تجربه با توانائی اجرائی بالا
و رزومه كاری موفقی باشد.
برای انتخاب نقاش ساختمان خوب بهترین راه معرفی از كسانی است
كه چندین پروژه و نقاشی ساختمان را با يک پیمانکار و نقاش ساختمان
 تجربه کرده اند و شناخت کامل از توانایی های

ادامه مطلب  

روز جمعه روز یاد دوست  

وقتی میان نفس و هوس جنگ می شود
قلبم به چشم همزدنی سنگ می شود
آقا ببخش که سرم گرم زندگی است
کمتر دلم برای شما تنگ می شود
...
چشم آلوده کجا، ديدن دلدار کجا؟
دل سرگشته کجا، وصف رخ یار کجا؟
 
قصه عشق من وزلف تو ديدن دارد
 
نرگس مست كجا همدمی خاركجا؟
 
سرعاشق شدنم دل بشودخادم تو...
 
خدمت عشق كجا نوكرسربار كجا؟
 
کاش در نافله ات نام مرا هم ببری
که دعای تو کجا، عبد گنه کار کجا؟

ادامه مطلب  

جهان هستی  

هفت سوال درباره جهان هستی

هفت سوال درباره جهان هستی
تهیه کننده:یوسف شاکر اردکانیجهان چیست؟ جهان سازمانی كامل پویا است . این جهان روزی آغاز شد - شاید با یك انبساط بزرگ ناگهانی ماده- و ممكن است روزی پایان یابد - ما نمی دانیم ! در همین زمان (بین آغاز و پایان ) با انبساط بیشتر جهان كهكشان ها از یكدیگر دورتر و دورتر می شوند . جهان با فعالیت و حركت در حال بزرگ شدن است . ستاره ها در تمام طول زندگیشان منقبض می شوند ، منبسط می شوند و منفجر می شوند . سیارات ب

ادامه مطلب  

قدرت دركى ده كه آن به!  

ولان دیشب و امروز مهمونمون بود و عصر راهى شهر شبها شد. ولان دختر عجیبیه . از یكسال پیش تا حالا هروقت به ولان و پدرش فكر میكنم یاد برخورد لحظه خداحافظى باباش با ولان میفتم و به این فكر میكنم من اگه جاى اون بودم چكار میكردم؟ و میدونم كه نمیتونم جاى اون باش و در این حد گذشت داشته باشم...گذشت چیزیه كه آدم نه اینكه نخواد داسته باشدش،نه ! بلد داشتنش نیست و گاهى مثل اون آدمى كه در جهل مركب ابدالدهر میمونه ، نمیخواد هم بلدش بشه! من گمونم موندگارم تو جهل...

ادامه مطلب  

انشا  

یلدای خود را چگونه گذراندید؟انشای خود را می‌خوانمبا سلام خدمت آموزگار خوب و دوستان عزیزم شب یلدا به ما خیلی خوش گذشت. دور هم بودیم و تا تونستیم خوردیم و خندیدیم، فال هم گرفتیم.البته پدرم می‌گفت شایعه شده که هندوانه‌ها را یه کسایی ارزون خریدن و انبار کردن که گرون بفروشن، به همین دلیل من نخریدم تا با مفاسد اقتصادی مبارزه کنم.مادرم هم گفت: خوب کاری کردی و به من گفت عکس يک هندوانه بکش بگذاریم تو سفره یلدا، منم کشیدم خوشگل شد.مامان گفت: تو روزنا

ادامه مطلب  

برای کودکی که زاده شد  

يک شب سر آرام به بالین نمیشود گذاشت
يک لقمه غذای دلنشین نمیشود خورد
نمیتوانی شاد باشی در خانه ای گرم در کنار خانواده
شادی ديدن لبخند رضایت کودکمان حرام است
تفریحی ساده و کوچک زهر میشود
هیچ چیز لذت بخش نیست
تا وقتی دنیا همین دنیاست و آدمها همین
تاوقتی چهره تو دوخته شده به پلکهای من بستن چشمها را چه سود
تو - شماها – با آن دستهای کوچک سرد، با آن پاهای خسته، با چشمهایی که باز نمیماند از خستگی کار و گاهی درس و شاید دانه ای کودکی
شماها رنج آدم بودن و

ادامه مطلب  

نمونه سوال پیام نورراض عموم 3 رشته ریاضی رشته ریاضی محض رشته آمار و احتمالات در ریاضی ریاضیات و کار  

نمونه سوال پیام نور ( ریاضی عمومی 3 )رشته ریاضی رشته ریاضی محض رشته آمار و احتمالات در ریاضی ریاضیات و کاربردها(نیمسال دوم 91-90) نمونه سوال پیام نور ( ریاضی عمومی 3 )رشته ریاضی رشته ریاضی محض رشته آمار و احتمالات در ریاضی ریاضیات و کاربردها(نیمسال دوم 91-90) نمونه سوال پیام نور ( ریاضی عمومی 3 )رشته ریاضی رشته ریاضی محض رشته آمار و احتمالات در ریاضی ریاضیات و کاربردها(نیمسال دوم 91-90) ...ادامه و دانلود



راههای توسعه فرهنگ نماز و نمارخواندن در مدارس را

ادامه مطلب  

مراسم بستنِ پنجره  

وقتی برای اولین بار اتاقم را دیدم، طبیعتا باید خوشحال می شدم. و انصافا هم خوشحال شدم. کاغذدیواری هایش صورتی و کاملا مطابق سلیقه ی من-در سن هشت سالگی-بود. ولی ناراحتی ديدنِ تنها يک پنجره ی نصفه و نیمه که به زور هم باز می شد، به خوشحالی ناشی از کاغذیواری های صورتی چربید. من همیشه دلم يک پنجره ی بزرگ و سرتاسری می خواست. حتی گاهی اوقات به سرم هم می زد که کنار پنجره يک طاقچه ی پدر و مادر دار داشته باشم که با کوسن تزئینش کنم و راحت رویش لم بدهم و کتاب بخ

ادامه مطلب  

91  

بعضی چیزها را دیگر نمی‌شود درست کرد، زمان‌شان گذشته. باید پذیرفت، باید دردشان را توی جام سیمین سر کشید و رنج‌شان را به جان خرید. چاره‌ای نیست، باید تا آخرین لحظه‌ای که نفس‌ها فرو می‌روند و برمی‌آیند با این واقعیت‌ها زندگی کرد. پذیرفتن اینکه این واقعیت‌ها یا حقیقت‌ها، یا هرچه که اسمش را بگذاری، تا آن انتها دست از سرت بر نمی‌دارند، چیزی از درد و رنجش کم نمی‌کند، اما حداقل جایی از جانت را آزاد می‌کند برای دیگر چیزها. حداقل جانت را آزاد

ادامه مطلب  

دلژینِ ناخلف !  

به من خلاف نیومده ... 
یه دو ساعتی تام و جری رفته بودن جایی، ماشین موند تو خونه و من و حوصله ی سر رفته ... 
گفتم برم نیم ساعت یه دوری بزنم یه بستنی ای بخورم ...
یه بستنی فروشی نزديک خونمون باز شده بود ، رو مخم بود برم ... (بستنی هاتون آب شه الهی! ) 
آقو هر چییییییی همسایه بود ما رو ديدن پشت فرمون و سلام و عليک و ... 
فقط دونالد ترامپ مونده بود جلوم سبز بشه ... 
واسه خودم رفتم یه دوری زدم و برگشتم ، 
تو پارکینگ از ماشین پیاده شدم ، اتفاقی دیدم ماشین یه کم پخ پ

ادامه مطلب  

به رنگ لبو  

تو این هوای سرد يکی از مطلوبی جات جهت ایجاد گرمای درونی و بیرونی بدنی ، بی شک و شبهه لبو هستش! انصافنم می چسبه به بدن و حسابی آدم رو سر حال می کنه! مخصوصن که سر چهارراهی باشه اونم دم غروب ، اونم تر بعد از یه خرید عالی مثلن سمت خیابون انقلاب!  
گفتم انقلاب چون فکر خریدتون رو ببرم سمت کتاب! خرید کتاب باشه خیلی بهتر تا مثلن خرید جوراب یا شلوار یا جوراب شلواری حتا! 
عرضم به حضورتون بگه که ، بعد از این کیف نفسانی و ایجاد حال خوش روحی از خوردن لبو ، یه ا

ادامه مطلب  

به رنگ لبو  

تو این هوای سرد يکی از مطلوبی جات جهت ایجاد گرمای درونی و بیرونی بدنی ، بی شک و شبهه لبو هستش! انصافنم می چسبه به بدن و حسابی آدم رو سر حال می کنه! مخصوصن که سر چهارراهی باشه اونم دم غروب ، اونم تر بعد از یه خرید عالی مثلن سمت خیابون انقلاب!  
گفتم انقلاب چون فکر خریدتون رو ببرم سمت کتاب! خرید کتاب باشه خیلی بهتر تا مثلن خرید جوراب یا شلوار یا جوراب شلواری حتا! 
عرضم به حضورتون بگه که ، بعد از این کیف نفسانی و ایجاد حال خوش روحی از خوردن لبو ، یه ا

ادامه مطلب  

به رنگ لبو  

تو این هوای سرد يکی از مطلوبی جات جهت ایجاد گرمای درونی و بیرونی بدنی ، بی شک و شبهه لبو هستش! انصافنم می چسبه به بدن و حسابی آدم رو سر حال می کنه! مخصوصن که سر چهارراهی باشه اونم دم غروب ، اونم تر بعد از یه خرید عالی مثلن سمت خیابون انقلاب!  
گفتم انقلاب چون فکر خریدتون رو ببرم سمت کتاب! خرید کتاب باشه خیلی بهتر تا مثلن خرید جوراب یا شلوار یا جوراب شلواری حتا! 
عرضم به حضورتون بگه که ، بعد از این کیف نفسانی و ایجاد حال خوش روحی از خوردن لبو ، یه ا

ادامه مطلب  

به رنگ لبو  

تو این هوای سرد يکی از مطلوبی جات جهت ایجاد گرمای درونی و بیرونی بدنی ، بی شک و شبهه لبو هستش! انصافنم می چسبه به بدن و حسابی آدم رو سر حال می کنه! مخصوصن که سر چهارراهی باشه اونم دم غروب ، اونم تر بعد از یه خرید عالی مثلن سمت خیابون انقلاب!  
گفتم انقلاب چون فکر خریدتون رو ببرم سمت کتاب! خرید کتاب باشه خیلی بهتر تا مثلن خرید جوراب یا شلوار یا جوراب شلواری حتا! 
عرضم به حضورتون بگه که ، بعد از این کیف نفسانی و ایجاد حال خوش روحی از خوردن لبو ، یه ا

ادامه مطلب  

معجزه شش ماهه در بينائى  

مرحوم راوندى و دیگر بزرگان رضوان اللّه تعالى علیهم به نقل از محمّد بن میمون حكایت كنند:
پیش از آن كه امام رضا علیه السلام عازم دیار خراسان شود، در مكّه معظّمه حضور آن حضرت شرفیاب شدم و عرض كردم :یابن رسول اللّه ! آهنگ سفر به مدینه منوّره را دارم ، چنانچه ممكن باشد نوشته اى برایم بنویس و مرا به فرزندت ، حضرت محمّد جواد علیه السلام معرّفى بفرما.امام علیه السلام تبسّمى نمود، براى آن كه فرزندش در آن هنگام در سنین شش ماهگى بود.و چون حضرت نامه را نوش

ادامه مطلب  

کافه ماکیاتو  

 
 
بارها دیدمت که می آیی از پشت شیشه کافه یواشکی داخل کافه را نگاه ميکنی .
چشمان نگرانت را از راه دور به خوبی تشخیصشان میدهم . 
می آیی نگاه ميکنی می روی .
نمیدانی چقدر دلتنگ میشوم . دوست دارم بیایم نزديک ،درست کنارت بایستم و تو را به يک کافه ماکیاتو دعوتت کنم . دستانت را بگیرم و فقط به چشمانت نگاه کنم .
آخر میدانی چشمها دريچه قلب هستند .
میدانم نگران میشوی که مبادا کسی دیگر بر روی صندلی همیشه خالی تو بنشیند ولی باور کن آن صندلی فقط و فقط برای تو می

ادامه مطلب  

عکس  

ددی اومده تو اتاقم میگه عکس خوب چی داری خخخخخ
میگم من همه عکس هام خوبه ، واسه کجا میخوای ؟ نکنه خبریه ؟ خخخخ
میگه این دخترای تهرانی کچلم کردن بس که میگن عکس دخترتونو
نشونمون بدید !
بهش میگم پدر من مگه دخترای تهرانی شما رو کچل کنن وگرنه با این حجم از مویی که شما
 رو سر مبارک داری ، عمرا کچل بشی !! خخخخ
غیر از اون پسره چش سفید و شريکمون دیگه هیچ کدوم از نیروها منو نديدن ! همه
تازه نفس هستن ..  چند تا عکس نشونش دادم بابام میگه نه از این عکس ها نمیخوام
ی

ادامه مطلب  

دانلودتجربیات آموزشیترغیب دانش آموزان به رعایت انظباط در کلاس  

دانلود تجربیات آموزشی ترغیب دانش آموزان به رعایت انظباط در کلاس دانلود تجربیات آموزشی ترغیب دانش آموزان به رعایت انظباط در کلاس تجربیات آموزشی چگونه توانستم دانش آموزان مدرسه را به رعایت انضباط در کلاس ترغیب کنم فرمت فایل: ورد تعداد صفحات: 40 فهرست مطالب چکیده 1 مقدمه : بیان مسئله و توصیف وضعیت موجود .. 3 یافته های علمی . 6 پیشینه ی تحقیق...ادامه و دانلود



فایل تجربیات مدون آموزشی ترغیب دانش آموزان به یادگیری درس حرفه و فن. فایل تجربیات مدون آم

ادامه مطلب  

یادداشت صد و هفتم  

این یادداشت خودآزار
نت نداشتیم، ولی حیفم اومد ننویسم. محمدرضا بم گفت خودآزاری‌و از گوشه وبلاگت پاک کن، امروز درباره همین نوشتم.
اول از مدرسه بنویسم. یه هفته برای دو ۵۰۰متر تمرین کردم يکشنبه معلم تست درازونشست گرفت، تو ۱دقیقه ۴۳تا بیشتر نزدم. سه‌شنبه کلاس تاریخ یه کنفرانس افتضاح داشتم ولی ۱ونیم نمره مفت گرفتم. میز و عقبیا هل می‌دادن منم راحت تکیه دادم. یهو با یه هل شدید به جلو پرت شدم، تعادلم‌و از دست دادم دستم رفت تو صورت مهدی. معلم با تعج

ادامه مطلب  

موضوع انشا: تو هنر انسان را در چه میبینی؟  

"براستی که هنر انسان چیست؟" این از آن مدل سوال هایی است که خوراک این است توسط مرگان فیریمن مطرح شود و ازش مستند بسازند. ولی دست تقدیر اینگونه چرخیده که من این مسئله را برایتان باز کنم.انسان آنقدر موجود پیچیده ایست که موجود ساده ای نیست. (نه بابا؟) و به همین راحتی نمیتوان فهمید که هنر انسان در چیست. شاید هنر انسان در پیچیدگی انسان است. اما در طرفی دیگر ما میدانیم که زیبایی در سادگی است. که البته به کل به این مسئله بی ربط است.بگذارید خیالتان را راح

ادامه مطلب  

موضوع انشا: تو هنر انسان را در چه میبینی؟  

"براستی که هنر انسان چیست؟" این از آن مدل سوال هایی است که خوراک این است توسط مرگان فیریمن مطرح شود و ازش مستند بسازند. ولی دست تقدیر اینگونه چرخیده که من این مسئله را برایتان باز کنم.انسان آنقدر موجود پیچیده ایست که موجود ساده ای نیست. (نه بابا؟) و به همین راحتی نمیتوان فهمید که هنر انسان در چیست. شاید هنر انسان در پیچیدگی انسان است. اما در طرفی دیگر ما میدانیم که زیبایی در سادگی است. که البته به کل به این مسئله بی ربط است.بگذارید خیالتان را راح

ادامه مطلب  

موضوع انشا: تو هنر انسان را در چه میبینی؟  

"براستی که هنر انسان چیست؟" این از آن مدل سوال هایی است که خوراک این است توسط مرگان فیریمن مطرح شود و ازش مستند بسازند. ولی دست تقدیر اینگونه چرخیده که من این مسئله را برایتان باز کنم.انسان آنقدر موجود پیچیده ایست که موجود ساده ای نیست. (نه بابا؟) و به همین راحتی نمیتوان فهمید که هنر انسان در چیست. شاید هنر انسان در پیچیدگی انسان است. اما در طرفی دیگر ما میدانیم که زیبایی در سادگی است. که البته به کل به این مسئله بی ربط است.بگذارید خیالتان را راح

ادامه مطلب  

موضوع انشا: تو هنر انسان را در چه میبینی؟  

"براستی که هنر انسان چیست؟" این از آن مدل سوال هایی است که خوراک این است توسط مرگان فیریمن مطرح شود و ازش مستند بسازند. ولی دست تقدیر اینگونه چرخیده که من این مسئله را برایتان باز کنم.انسان آنقدر موجود پیچیده ایست که موجود ساده ای نیست. (نه بابا؟) و به همین راحتی نمیتوان فهمید که هنر انسان در چیست. شاید هنر انسان در پیچیدگی انسان است. اما در طرفی دیگر ما میدانیم که زیبایی در سادگی است. که البته به کل به این مسئله بی ربط است.بگذارید خیالتان را راح

ادامه مطلب  

موضوع انشا: تو هنر انسان را در چه میبینی؟  

"براستی که هنر انسان چیست؟" این از آن مدل سوال هایی است که خوراک این است توسط مرگان فیریمن مطرح شود و ازش مستند بسازند. ولی دست تقدیر اینگونه چرخیده که من این مسئله را برایتان باز کنم.انسان آنقدر موجود پیچیده ایست که موجود ساده ای نیست. (نه بابا؟) و به همین راحتی نمیتوان فهمید که هنر انسان در چیست. شاید هنر انسان در پیچیدگی انسان است. اما در طرفی دیگر ما میدانیم که زیبایی در سادگی است. که البته به کل به این مسئله بی ربط است.بگذارید خیالتان را راح

ادامه مطلب  

موضوع انشا: تو هنر انسان را در چه میبینی؟  

"براستی که هنر انسان چیست؟" این از آن مدل سوال هایی است که خوراک این است توسط مرگان فیریمن مطرح شود و ازش مستند بسازند. ولی دست تقدیر اینگونه چرخیده که من این مسئله را برایتان باز کنم.انسان آنقدر موجود پیچیده ایست که موجود ساده ای نیست. (نه بابا؟) و به همین راحتی نمیتوان فهمید که هنر انسان در چیست. شاید هنر انسان در پیچیدگی انسان است. اما در طرفی دیگر ما میدانیم که زیبایی در سادگی است. که البته به کل به این مسئله بی ربط است.بگذارید خیالتان را راح

ادامه مطلب  

موضوع انشا: تو هنر انسان را در چه میبینی؟  

"براستی که هنر انسان چیست؟" این از آن مدل سوال هایی است که خوراک این است توسط مرگان فیریمن مطرح شود و ازش مستند بسازند. ولی دست تقدیر اینگونه چرخیده که من این مسئله را برایتان باز کنم.انسان آنقدر موجود پیچیده ایست که موجود ساده ای نیست. (نه بابا؟) و به همین راحتی نمیتوان فهمید که هنر انسان در چیست. شاید هنر انسان در پیچیدگی انسان است. اما در طرفی دیگر ما میدانیم که زیبایی در سادگی است. که البته به کل به این مسئله بی ربط است.بگذارید خیالتان را راح

ادامه مطلب  

تعطیلات باید اینجوری باشه  

جمعه رو از دست دادیم، شنبه هم بالاجبار سرکار بودیم اما يکشنبه! يکشنبه‌ی تعطیلِ بسیار خوبی بود. غیر از ديدنِ فیلم «ترومن شو» که حسرت خوردم چرا اینقدر دیر دیدمش؛ با محیا، سه تا کارِ خوب دیدیم. انیمیشن «بچه رییس» که تهِ فرهنگسازی برای بچه‌دار شدن بود؛ به همراه فیلم‌تئاتر «ستوان اینیشمور» که متنِ به شدت قوی‌ای داشت. و «جایی برای پیرمردها نیست»ِ برادرانِ کوئن. که البته زیرنویسش به قدری بد بود که بنظرم باید با یه زیرنویس دیگه بعداً مجدد ببینیم

ادامه مطلب  

وینازچت  

<!DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Transitional//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd">
<html xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml">
<head>
<html lang="fa"><head></head><body class="rtl home blog" style="background-position: 0px -710px;"><div id="gplus" style="position:fixed;Center:10px;top:2px;z-index:1000;">
<div style="float:Center;margin:5px 5px 0 0">
<a href="http://www.sarbandarchat.ir/chat"><img src="http://s9.picofile.com/file/8314788692/%D8%B9%DA%A9%D8%B3_%D9%BE%D8%B3%D8%AA.gif" border="0" alt="??"></a>
<link rel="icon" href="http://msy.gov.ir/parameters/msy/themes/saman/images/theme-img/favicon.png" type="image/png">
سر بندر چت چت سربندر با مدیریت

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1